Archive for the ‘Uncategorized’ Category

حفاظت شده: برای ارسال به انجمن وردپرس

فوریه 11, 2009

این نوشته با رمز محافظت شده است. برای نمایش رمز خود را بنویسید:


سال 2009 : محاسبات ابری ، مجازی سازی ، وب معنایی

دسامبر 18, 2008

سلام.
می دونید بعضی وقتی ها همه چیز دست در دست می دهد تا شدیدترین علاقه های یک انسان فروکش کند، یک سرما خوردگی طولانی و البته  افت شدید سرعت اینترنت در کشور باعث شد که مدتی از اینجا دور بمونم ، اما از این بیشتر نمی خواهم نسبت به وبلاگم بی وفا باشم.

اما در این مدت کاملا دنیای وب را ترک نکردم فعالیت هایم را در فرندفید ادامه دادم و تحقیقاتی هم در زمینه های مختلف داشتم.

به هر حال از این پس در خدمت شما عزیزان خواهم بود و سعی تلاش می کنم در سال 2009 با موضوعاتی چون محاسبات ابری(cloud computing) ، مجازی سازی و وب معنایی حضور فعال تری داشته باشم.

feed-icon

اگر زمان در دستانم بود…

نوامبر 23, 2008

آقای علیرضا مجیدی در وبلاگ رسمی خود یعنی 1pezeshk.com در این پست از وبلاگ نویسان دعوت کرده اند تا در بازی وبلاگی سفر زمان شرکت کنند.برایم جالب بود که در مورد این موضوع و فکر هایی که همیشه در ذهنم بود مطلبی بنویسم.

ببخشید که در این بازی تغییراتی ایجاد می کنم اما در این بازی می خواهم زمان را هم نگه دارم.و اما…

به گذشته بر می گشتم و:

  • همه ی آهنگ های مورد علاقه ام را که در دو دهه ی اخیر اجرا شده در کنسرتی با شکوه و طولانی اجرا می کردم تا در کتاب رکورد های گینس ثبت شود.
  • اگر با صحنه ی دلخراشی مواجه می شدم به عقب بر می گشتم و جلوی آن را می گرفتم البته اگر کودکی را می دیدم که زمین می خورد به هیچ عنوان جلوی آن اتفاق را نمی گرفتم!
  • کورش کبیر را با تمام وجودم در آغوش می کشیدم و برای لحظاتی هر چند کوتاه به امپراطوری هخامنشی خدمت می کردم.
  • سفر آپولو 11 و لحظاتی که برای اولین بار آرمسترانگ و همراهانش بر روی ماه قدم گذاشتند را زنده تماشا می کردم.
  • عکس العمل های خودم را وقتی برای اولین بار ویندوز 98 نصب کردم  نگاه می کردم و به آن لبخند ملیح می زدم.
  • همه ی تجربیات سایت های وب 2.0 را یک جا جمع می کردم و در کنفرانس معروف سال 2004 همه را شگفت زده می کردم.

اگر می توانستم زمان را نگه دارم:

  • 5 دقیقه مانده به تمام شدن وقت امتحاناتم زمان را نگه می داشتم و تمام برگه های بچه های درس خوان را چک می کردم و درست ترین جواب را در برگه ی خودم می نوشتم.
  • زمان را نگه می داشتم تا خوب به آن چیزهایی که شاید دیگر نمی توانم ببینم نگاه کنم.
  • تمام کد های ویندوز و اسناد محرمانه ی اپل را بدست می آوردم و آن را در وبلاگم فاش می کردم.

به آینده می رفتم و:

  • ذهنم را به چند بخش موازی تقسیم می کردم تا بتوانم مطالبی که در اینترنت انتشار می یابد را سریعتر بخوانم.
  • به وسیله ای تراشه هایی که در ذهنم جای گرفته اند کار هایم را به صورت موازی انجام می دادم  یعنی همزمان موزیک مورد علاقه ام را گوش می دادم ،هزاران کیلومتر دورتر یک کنفرانس مرتبط با تکنولوژی را رهبری می کردم ، ایجنت من (نماینده الکترونیکی من) که یکی از همان تراشه ها بود ذهنم را می خواند و افکاری را که می خواهم منتشر کنم به صورت خودکار کشف می کرد و بعد از ویراستاری آن را انتشار می داد ، یکی دیگر از ایجنت ها قرار های کاری من را مرتب می کرد و اگر در شهر خودم نبود برایم بلیط های مخصوص تهیه می کرد تا بتوانم در کسری از ثانیه به وسیله ی تونل های هوایی به مقصد مورد نظر برسم.
  • می توانستم دوستان خود را به صورت فیزیکی در خانه شبیه سازی کنم و مغز آنها با تراشه هایی که در سر آنها وجود داشت ارتباط مستقیم برقرار می کرد.
  • تلفن همراهم را فقط و فقط دو انگشت شصت و اشاره ی من تشکیل می دادند.
  • و در آخر روزی تمام ابر تکنولوژی ها را رها می کردم و به طبیعت زیبای خداوند باز می گشتم.

همایش بین المللی یادگیری الکترونیکی

نوامبر 8, 2008

از این پس سعی خواهم کرد همایش های مرتبط با آی تی و تکنوژی های نوین را پوشش دهم و از آنها حمایت خواهم کرد.

همایش بین المللی یادگیری الکترونیکی

محورهای همایش:

  • تجارب بکارگیری یادگیری الکترونیکی در سازمان ها و دانشگاه ها
  • نقش یادگیری الکترونیکی در خلق سازمان های یادگیرنده و دانش محور
  • مدیریت راهبردی یادگیری الکترونیک
  • یادگیری تلفیقی

مهلت ثبت نام : 30 آبان ماه 1387

هزینه ی ثبت نام : 1،100،000 ریال

زمان و مکان برگزاری : 13 آذر ماه 1387- کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران- سالن شریعت زاده

برای کسب اطلاعات بیشتر به elc.ir مراجعه فرمایید.

 

 

من،شما،وبلاگ نویسی و آی تی

نوامبر 5, 2008

سلام دیروز در پست گذشته کامنتی دریافت کردم که خیلی منو به فکر واداشت و مصمم شدم یه پست در مورد آن ارسال کنم.(اگر خواندن این پست خارج از حوصله ی شماست لطفا فقط پاراگراف آخر را بخوانید)

متن کامنت:

“سلام. فكر كنم عمر اين وبلاگ زياد نباشه ولي خيلي خيلي پخته است. بهت تبريك ميگم. در مورد اين مسئله كه تو اين پست عنوان كردي به عنوان تكميل ميخوام خدمتت عرض كنم كه، كمپاني هاي بزرگ در زمينه نرم افزار موبايل و زيرساختهاي اصلي نرم افزاري مثل Sun,IBM به سرعت دارن از سمت GPRS ميرن به سمت Wireless Messaging API يا همون WMA. با توجه به اينكه از نظر امنيت و انعطاف پذيري و سطح پوشش قرار دادن شبكه ها بسيار بهتر از شبكه جهاني ارتباط نقطه اي عمل ميكنه و صد البته كه قرار نيست جاي وب رو بگيره اما به شدت سعي ميكنن تا تراكنشهاي شبكه رو بيارن روي اين بستر و از GPRS,WAP و Mobile Web به عنوان بستر نمايش استفاده كنند.
مستندات مربوطه در شبكه برنامه نويسان هر دو شركت روي وب وجود داره . ميتونين به اونها براي اطلاعات بيشتر مراجعه كنين.
باز هم تبريك ميگم بهت بابت اين وبلاگ ساده ولي پرباري كه داري.”

اول اینکه تشکر می کنم از این دوست عزیز و باید بگم نسبت به من لطف دارن که این کامنت را ارسال کردند.شاید بتونم حدس بزنم چرا گفتن عمر این وبلاگ ممکن است زیاد نباشه ،اما لازم می دونم یه چیز هایی  رو توضیح بدم.قبلا گفتم ، مهارتی در کد نویسی(برای نرم افزار) ندارم و تخصص اصلیم شبکه است.شاید شیرین ترین و هیجان انگیز ترین تجربه ای که از کامپیوتر داشتم بر می گرده به زمانی که اطلاعات زیادی نداشتم و از روی هارد دیسکم با یه فلاپی بوت ویندوز 98 رو نصب کردم.در تمام این سال ها یار همیشگی یم مجلات و روزنامه ها بودند و هستند که علاقه ی عجیبی بهشون دارم.در یک برهه ی زمانی با استفاده از مقالات کلیدی که از اینترنت داشتم و هنوزم استفاده میشه به هکینگ روی آوردم  و بعد از اون آموختن شبکه های مبتنی بر مایکروسافت و سیسکو را به طور جدی شروع کردم.

اما نکته ای که اینجا برای من اهمیت زیادی داره این بود که در تمام این مدت عاشق وب هم بودم.در آن سالها با تعداد معدود isp که وجود داشت به اینترنت متصل می شدم که البته سرعتش از 24k بالاتر نمی رفت.استارت کارم با یاهو بود.از همون زمان هم گوگل هم جای خودشو میان مردم باز کرد تا بتونه تغییرات عظیمی در وب جهانی به وجود بیاورد، بعد از آن یواش یواش فقط دنبال سایت های علمی و آنهایی که به موضوع آی تی می پرداختند بودم،بعد از آن وب 2.0 و الان هم سعی می کنم در مورد وب معنایی بررسی هایی داشته باشم و البه موضوعات کارآفرینی و افراد موفق در وب را هیچ وقت فراموش نمی کردم.

همه ی این ها  باعث شد تا بتوانم عمیق تر  دنیای وب را درک کنم و دیدگاه بهتری نسبت به آن داشته باشم.در تمام این مدت کار هم می کردم اما شغلم را رها کردم تا با انرژی و وقت بیشتری در خدمت وب باشم و در زمان تقریبا دلخواهم استارت این وبلاگ را زدم،که البته هنوز درگیری هایی دارم و بعضی وقت ها در انتخاب موضوع دچار مشکل می شوم و سختی های اول کار را دارم .اما دوست من ،مسلما این وبلاگ خط مستقیمی را طی نخواهد کرد خیلی وقت ها در خلوت خودم فکر می کنم چگونه به این بلاگ جهت دهی کنم و آینده ی خوبی را تصور می کنم چون واقعا دارم برای هدفم تلاش می کنم.یک دفترچه ایده دارم  زمانی که یک ایده ی نو در مورد وب به ذهنم می رسد واقعا کمتر از 7 ثانیه آنجا ثبتش می کنم. وب فارسی خیلی کمبود دارد و در وب جهانی هنوز می شود نوآوری هایی را به وجود آورد. من پتانسیل فوق العاده زیادی در وبلاگ نویس های ایرانی می بینم کسانی که عاشقند و کسانی که نخبه اند.تمام سعی ام را خواهم کرد تا اتحادی بین این دسته از عزیزان به وجود بیاورم و ایده هایمان را تا نتیجه ی نهایی پیش ببریم.من به شما قول خواهم داد، قول خواهم داد که در 10 سال آینده ایرانیان حرف اول را در وب جهانی خواهند زد.شاید کمی بلند پروازانه به نظر بیاید اما  به این قضیه اعتقاد دارم و با تفکرات غنی که در ایرانیان می بینیم مطمئنم به این مهم دست پیدا خواهیم کرد.باز هم تشکر می کنم از شما دوست عزیز.

زندگیه تک بعدی!

اکتبر 19, 2008

به خاطر اینترپت(ببخشید اینترنت) تقریبا کارمو از دست دادم چندتا از درسامو پاس نکردم و مورد سرزنش اطرافیانم قرار گرفتم.

دانشگاه که هیچی حرفشو نمیزنم چون غیر از یاد گرفتن 4 تا کد 30 سال پیش هیچی باسم نداشته شاید فقط بهم دید داده اما اصولا از دانشگاه بدم میاد اما باور کنید عاشق یادگرفتنم بهم انرژی میده اما نه در دانشگاه! از این دانشگاه هم که بگذریم بازم فکر می کنم نمیتونم یه زندگیه چند بعدی داشته باشم و فقط یه بعد دارم در زندگی و اون خلاصه میشه در : IT

خسته شدم از اینکه هر کی رسید گفت حسین تو پسر خوبی هستی تو کسی هستی که اینجوری اونجوری میگن مطمئنم موفق میشی اما قدر این لحظه های زندگی تو.

اما اونا نمی دونن که زندگی یعنی همین,حداقل اینجوری باسه من خلاصه شده.نمی دونن که هدف دارم و البته اینو قبول کردم که در آینده همه چی یا صفر میشه یا یک!

اگه تا صبح بیدار میمونید کم کمک که رنگ هوا تغییر کرد برام دعا کنید،یه کم آرامش و روزنه هایی از موفقیت.

دیوونه شدی پسر اینجا که کسی نیست، اشکال نداره باسه خودم درد و دل کردم….

ایرانسل و روش نوینی برای خوابیدن در شب

اکتبر 19, 2008

شما شبها چطور می خوابید ستاره هارو می شمارید؟ دلتون برای قصه های مامان بزرگ تنگ میشه؟!!! گوسپند های یک مزرعه سر سبزو می شمارید؟

به…..فکر می کنید(بهتره فاز منفی ندم) یا به اونی که دوستش دارین فکر می کنید؟! D:

اگر شب ها مثل من بعد از چند ساعت کارمداوم با pc تون(وای من عاشقشم) و به علت اینکه دیگه چشاتون نوشته های مانیتورو چندتا میبینه به تختخواب میرید باز هم این راه کار رو برای بهتر خوابیدن انتخاب خواهید کرد:

مواد لازم:

1- تلفن همراه دارای مرورگر اینترنتی

2-سیم کارت ایرانسل

3-دکتر مزیدی!!!

4-فرندفید(فرفر)

5-توییتر

دستور عمل:

بعد از اینکه تنظیمات GPRS رو انجام دادین وارد مرورگر گوشی خود شده و در گوگل عبارت “mhmazidi” (همون دکتر مزیدی ه خودمون) را جستجو می کنید ، در لینک ها اکانت های فرندفید و توییتر ایشونو انتخاب می کنید(البته بدون نیاز به گوگل هم مستقیم میتونید لینک هارو تایپ کنید )و بحث های دکتر و دوستان را دنبال خواهید کرد.

“امتحانش ضرر نداره به هر حال میتونه یه جایگزین برای روش های بالا باشه”

نتیجه گیری:شاید کمی این مطلب همراه با طنز بود اما واقعیت اینه که پدیده هایی مانند فرندفید و توییتر عادت زندگی خیلی از مردم جهان رو داره تغییر میده.